محمد سعيد جانب اللهى

199

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

در ميانه پشكل گوسفند را سوزانده ، خاكستر نيم‌گرم آن را در كيسهء پارچه‌اى مىريزند و مانند بالش زير گوش بيمار مىگذارند ( فلسفى و ديگران : 215 ) . وجود شىء يا حشره در گوش : در خراسان اگر هزارپا در گوش كسى برود ، قدرى هواچوبه ساييده در ادرار گاو مىريزند و مىجوشانند و چند قطره از آن را در گوش مىچكانند ( شكورزاده : 276 ) . در ميبد زن شيرده شير در گوش مريض مىدوشد ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در سيستان شير زنى كه با پسرعموى خود ازدواج كرده در گوش مىريختند ( جانب اللهى ، 242 : 1381 ) . گلودرد : در زنجان خاكشير را با ادرار كودك بيمار مخلوط كرده به صورت ضماد بر گردن مىمالند ( سپهرفر و ديگران : 244 ) . زخم پستان : اگر نوك پستان مادرى بر اثر شير دادن به نوزاد ترك بردارد و زخم شود قدرى عنبر نصارا در آتش مىريزند و يك كاسهء مسى روى آن مىگيرند تا دود عنبر نصارا داخل كاسه را زرد كند بعد اندكى وازلين بىبو به جدار داخلى كاسه مىمالند و با كمك پنبه و وازلين مادهء زردرنگ جدار كاسه را جمع مىكنند و روى زخم نوك پستان مىمالند ، اگر زخم به دهان بچه سرايت كرد ، به همين نحو درمان مىكنند ( شكورزاده : 254 ) . جراحت : در الموت اگر بريدگى عميق باشد ، روى آن ادرار مىكنند ( حميدى و ديگران : 231 ) . خون‌دماغ : كردها بو كشيدن سرگين تازهء الاغ يا سرگينى كه اندكى سركه روى آن ريخته‌اند را مفيد مىدانند ( صفىزاده : 26 ) . خنازير : در هزاوه روى گردن مريض فضولات انسان يا حيوان مىگذارند ( ضيغمى : 172 ) . خناق : در الموت مدفوع سگ را در آب ريخته و مريض با آن غرغره مىكند ( حميدى و ديگران : 230 ) . در هزاوه ماموس يا ماموز الاغ را كه هنگام زايمان با جفتش همراه است خشك مىكنند و پودر آن را به گلو و سينهء مريض مىمالند ( ضيغمى : 167 ) . دل‌درد : در كوهمره مقدارى مدفوع سگ به بيمار مىدهند ( موسوى ، 37 ) . سردرد : در كوهمره مقدارى مدفوع تازه گاو روى سر بيمار مىگذارند ( همان‌جا ) . در اردكان براى رفع سردرد بچه پشكل بز را مىسابند و زير سر او مىگذارند ( طباطبايى : 686 ) . در دشتستان سرگين الاغ را دود داده آب روى آن مىريزند و براى رفع سردرد مىخورند ( منصورىزاده و شمس الدينى : 198 ) . درد سينه : در تهران اگر درد زياد و مزمن شده باشد دم‌كرده پشكل ماچه الاغ مىخورند و ضماد سرگين خشك سگ مىاندازند ( شهرى : 5 / 421 ) .